لونگژوميو فرستاده و از پاسخ نامساعد ملكه‌ٴ مغول رنجيده بود. ويلهلم در ماه مه 1253، قسطنطنيه را ترك گفت و با كشتي به كريمه رفت‌، از جنوب روسيه گذشت و قسمت بزرگي از آسيا را پيمود و در آوريل 1254، به قراقوروم پايتخت مغولستان رسيد. (اختلاف طول‌ جغرافيايي قسطنطنيه و قراقوروم بيش از 73 درجه است‌). در ماه اوت همان سال‌، از قراقوروم‌ به راه افتاد و يك سال بعد، به طرابلس شام رسيد. داستان سفر طولاني وي براي محققان‌ جغرافيا، مردم‌شناسي‌، دين و زبان سندي فوق‌العاده گران‌بهاست‌؛ و از بهترين روايت‌هاي موجود است‌.
او نخستين كسي بود كه درياي خزر را به صورت يك درياچه توصيف كرد، منشأ و مسير رودهاي ولگا و دُن را برشمرد، يكي بودن ختاي و سِرِس را خاطرنشان شد؛ موقعيت درست‌ درياچه‌ٴ بالخاش و فرورفتگي آسياي مركزي را كه اين درياچه حد شرقي آن است تعيين كرد. توصيف خوبي از قراقوروم و از دربار مغول‌، از نسطوريان چين‌، آيين لاما، و عادات و رسوم‌ اويغورها عرضه كرد، و نخستين اروپايي بود كه به كره و برخي قبايل شمال آسيا اشاره كرد. هم‌چنين نخستين اروپايي بود كه به گورخر آسياي مركزي (قولان‌)، گوسفندان درشت‌اندام‌ پامير1، استفاده از دهان‌بند براي قرقي‌، و غيره اشاره كرد. شرح مبسوطي از گوتهاي كريمه به‌ دست داد، و ميان تاتار و مغولان تميز قائل شد. به زبان‌ها توجه خاصي داشت‌، عربي‌ مي‌دانست‌، مغولي آموخت‌، و قادر به تشخيص وابستگي‌هاي زبان‌ها و گويش‌هاي مختلف بود (ازجمله زبان‌هاي اسلاووني‌)؛ خط چيني‌، تنگوت‌، اويغوري و تبتي را توصيف كرد.
توصيف روبروكي خيلي كامل‌تر از كارپيني‌، ولي كمتر از آن مرتب و واضح است و از اين‌ گذشته‌، كارپيني پيشاهنگ بود.
راجر بيكن كتاب روبروكي را تحسين كرد و مورد استفاده قرار داد، حال آن كه نه ونسان‌ دوبووه و نه موٴلفان سده‌ٴ چهاردهم‌، از آن ذكري نكرده‌اند.

بوشارللو دو گيزولفي‌2

سياستمدار جنوايي‌، كه در خدمت ارغون (ايلخان مغول ايران از 1284 تا 1291)، بود و به دربار پاپ و دربارهاي فرانسه و انگلستان فرستاده شده‌؛ در 1291، جئوفري‌3 فرستاده‌ٴ ادوارد اول‌ پادشاه انگليس با او در جنوا ملاقات كرد؛ آنان از راه طرابوزان‌، كه در آن هنگام‌، از مستعمره‌نشين‌هاي پررونق جنوا بود، به ايران آمدند.


argali, ovis argali, ovis poli .1
Buscarello de' Ghizolfi .2
Geoffrey, Galfridus de Langele .3